قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / ادبیات / معرفی / کتاب صوتی مدیر مدرسه نوشته جلال آل احمد | همین طوری دَنگم گرفته بود قُد باشم
jalal

کتاب صوتی مدیر مدرسه نوشته جلال آل احمد | همین طوری دَنگم گرفته بود قُد باشم

«از در که وارد شدم، سیگارم دستم بود و زورم آمد سلام کنم. همین طوری دَنگم گرفته بود قُد باشم…»

از لحنش معلوم است عصبانی است و حق هم دارد عصبانی باشد. منطق پشتش است. از همان اول فهمیدم با آدم حسابی طرفم. نه که بگویم با آدم خوبی طرفم (و مطمئنم خود این آدم هم خوشش نمی‌آید کسی  از او تعریف کند. خودش هم از هیچ کس تعریف نمی‌کند که یک وقت فردا روز گندش درنیاید). با آدم روشن طرفم. خودش است فاسق یا عابد. تظاهر نمی‌کند و جانماز آب نمی‌کشد که آی من این طورم و آن طور ولی هیچ پخی نباشد. این است که می‌گویم کار آدم حسابی خواندن دارد حالا گیرم که تهش چیزی دست آدم را نگیرد و طرف از این شاخه بپرد آن شاخه هر چه هست کار ته تهش که نگاه کنی حسابی است.

چیست؟

رمانی کوتاه از جلال آل احمد درباره‌ی مردی که دیگر نمی‌خواهد معلم باشد و می‌خواهد مدیر باشد. رمان در سال ۱۳۳۷ شمسی به چاپ رسیده است.

چرا بخوانم؟

مدیر مدرسه، کتاب صاف و ساده‌ای است. برای آشنایی با تکه‌ای از تاریخ کشور می‌شود سراغ این کتاب رفت یا توصیفات زیبا و ساده‌ی کتاب یا برای شنیدن شرح پریشان‌حالی‌های مردی ایرانی که روشنفکر است و همزمان نمی‌تواند همه‌ی رفتارهایش را خوب انجام دهد. آرمان‌هایی دارد اما از پس همه‌ی آرمان‌هایش برنمی‌آید. برای خواندن اصطلاحات فراوان خاص و غیرخاص فارسی هم می‌توان این کتاب را خواند. اما بیش از هر چیز، لحن و سبک نوشتاری جلال است که باعث جذابیت مدیر مدرسه می‌شود.

ماجرای مدیر مدرسه چیست؟

معلمی که از معلمی خسته شده و به دنبال گوشه‌ی دنجی برای استراحت و به دست آوردن پول بیش‌تر می‌گردد. او به شغل مدیری در مدرسه‌ای دورافتاده رو می‌آورد اما نمی‌داند که دردسرهای این کار، زیاد است.

بخشی از کتاب

«و در تمام آن دو ساعت، حتی یک بار به این فکر نیفتادم که آخر آن‌های دیگر ثُلث سابقه‌ی تو را هم ندارند و نصف ورق‌پاره‌هایی را که لوله کرده‌ای و نمی‌دانی در کدام پستوی زندگی‌ات تپانده‌ای! این جور فلسفه‌بافی‌ها را حالا برای خودم می‌کنم. آن روز فقط این را احساس می‌کردم که وقتی دیگران آن قدر ناچیز حقوق می‌گیرند. جیره‌خور گمنام دولت هم که باشی، نمی‌توانی خودت را مسئول ندانی. این بود که نمی‌توانستم خودم را راضی کنم. و تازه خلوت که شد و ده پانزده تا امضا که کردم، صندوق‌دار چشمش به من افتاد و با یک دنیا معذرت، شش‌صد تومان پول دزدی را گذاشت کف دستم… مرده‌شور!»

جلال آل احمد کیست؟

جلال آل احمد، نویسنده و مترجمی بود که در خانواده‌ای مذهبی متولد شد اما کم‌کم از مذهب برید. بعد به حزب توده پیوست و چند سال بعد از حزب کناره‌گیری کرد. در دوره‌ی مصدق به جبهه‌ی ملی پیوست و پیش از کودتای ۱۳۳۲ از این جبهه هم جدا شد. پس از کودتا، دچار افسردگی شد و مدتی سکوت کرد و به سفرهای مختلف رفت. در سال ۱۳۴۸ فوت کرد. بعضی می‌گویند مرگش مشکوک بوده است. او همسر سیمین دانشور (رمان‌نویس مشهور ایرانی) بود. جلال داستان‌ها، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های نسبتا زیادی نوشته است.

کی بخوانم؟

مدیر مدرسه، نیاز به تمرکز زیادی ندارد. لحن داستان بی غل و غش است و روایت صاف و بی‌پیچیدگی. نیازی هم به حفظ کردن شخصیت‌های زیاد یا ماجراهای فرعی ندارد. کافی‌ست دل به جریان روایت راوی بدهید. فقط وقتی خیلی از وضع دنیا افسرده‌اید یا عصبی هستید، بهتر است سراغ مدیر مدرسه نروید که به اندازه‌ی کافی خودش افسردگی و ناراحتی دارد.

حاشیه هم دارد؟

جلال آل‌احمد این کتاب را در سال ۱۳۳۷ (چهل و پنج سالگی) به چاپ رساند. داستان بعد از کودتای ۱۳۳۲ اتفاق می‌افتد.

کتاب‌های مشابهش چیست؟

اتاق شماره‌ی شش، آنتون چخوف: شخصیت اصلی این داستان مانند شخصیت اصلی مدیر مدرسه است.

بیگانه، آلبر کامو: آل احمد می‌گوید «بیگانه ی کامو بی اعتناست و بهت زده در حالی که مدیر مدرسه ی من سخت با اعتناست و کلافه، این بیگانگی در کار کامو هست. بیگانگی روشنفکری که ملاک های قدیمی را از دستش گرفته اند و ملاک های تازه ای نیز که به او می دهند نمی گذارند او سازنده باشد. روشنفکر کتاب بیگانه ناچار در تنهایی می ماند… کامو ماشین زیر پایش هست، ولی مدیر مدرسه من کلافه است، چون زیر ماشین له می شود.»

سفر به انتهای شب، لویی فردینان سلین: خود آل احمد می‌گوید از این کتاب الهام گرفته است.

دیگران چه گفته‌اند؟

سید محمدعلی جمال‌زاده، داستان کوتاه نویس مشهور ایرانی با اشاره به پایان داستان می‌نویسد: «این آقای مدیر فراموش کرده است بنویسد که پس از مدتی بیکاری و مقروض ماندن دراثر گرسنگی و اضطرار، باز مجبور شد با هزار دوندگی و التماس به این در و آن آن در زدن و کفش دستمال کردن، شغل دیگری که شباهت کامل به همان شغل سابقش دارد قبول کند… و باز با همان خنس و فنس معمولی، ولی با پوستی که گذشت زمان و کسب تجارب آن را کلفت تر ساخته بود، بسوزد و بسازد.»

رضا امیرخانی در فهرست صد رمانی که برای نویسنده شدن باید خواند، «مدیر مدرسه» را آورده است. این تنها کتاب آل احمد در این فهرست است.

 

کتاب صوتی مدیر مدرسه توسط کتاب صوتی نوار در حال تولید می باشد. این کتاب تاکنون توسط ناشرین مختلفی به چاپ رسیده است.

 

 

Powered by themekiller.com