قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / ادبیات / معرفی / کتاب صوتی چراغ ها را من خاموش می کنم نوشته رویا پیرزاد| کلاریس نام همه ی زنان این سرزمین است
cheragh

کتاب صوتی چراغ ها را من خاموش می کنم نوشته رویا پیرزاد| کلاریس نام همه ی زنان این سرزمین است

آیا تا به حال با خود گفته اید آن کسی نشدم که همیشه آرزویش را داشتم؟ تا به حال حس کرده اید بر روزهای زندگیتان رنگ روزمرگی و نارضایتی نشسته است؟ از خود پرسیده اید چرا حس تنهایی می کنم در حالی که همه زندگیم با خانواده و دوستانم پر شده؟ آیا تا به حال حسرت خورده اید که هرگز در تصمیماتتان، خودتان در اولویت نبودید و همواره اطرافیانتان مهم بودنده اند؟

شما در این احساسات تنها نیستید. “کلاریس” قصه هم اولین و آخرین زنی نیست که این اندیشه ها از ذهنش می گذرد. با “چراغ ها را من خاموش می کنم” سفری خواهید داشت به درون کلاریس (همسری قانع و فداکار، مادری نگران، دختری مطیع و شنوا، خواهری صبور و مهربان و دوست وهمسایه ای بی همتا) تا زندگی نه فقط او، که همه زنان و مادران این سرزمین را به تماشا بنشینید.

“کلاریس” قهرمان داستان و زنی خانه دار است که زندگی روزمره خود را روایت می کند. او ساکن یکی از شهرک های مسکونی شرکت  نفت آبادان در دهه ۵۰ است. همه اشخاص داستان از اقلیت ارمنی هستند که به واسطه ارمنی تبار بودن نویسنده ی کتاب، فضا بسیار ملموس به خواننده منتقل می شود. کلاریس که با همسر، فرزندان، مادر، خواهر، دوستان و همسایگانش احاطه شده به سختی فرصتی برای خلوت با خود می یابد  و با این وجود “تنها”ست.  کلاریس با خود فکر می کند که هرگز آن کسی نشد که همواره آرزویش را داشت. کلاریس فکر می کند لابه لای نقش های همسری، مادری، فرزندی، خواهری و دوستی گم شده است. او حس می کند داستانش بین داستان همه شخصیت های دیگر داستان به دست فراموشی سپرده شده. کلاریس خسته است از فداکاری و گذشت برای رفاه حال اطرافیانش. دلزده است از گوش شنوا بودن برای نگرانی ها و دلواپسی های سایرین و ناراحت است از اهمیت دادن به همه و مهم نبودن برای هیچ کس٫ او دوست داشت کار بزرگی با روزهایش، با زندگیش برای خودش می کرد. دوست داشت کسی از او بپرسد خب حالا تو بگو. تو چه دوست داری؟ تو چه می گویی؟ گاهی دوست داشت خودخواه بودن را بلد بود.

و این جاست که با ورود امیل سیمونیان (بیوه مرد همسایه جدید) فرصتی پیش می آید تا کلاریس خود را محک بزند. امیل مردی آرام، صبور، دوست داشتنی و اهل فرهنگ است. به کلاریس به عنوان یک زن، یک انسان احترام می گذارد. حواسش به او هست. متوجه اوست. هر آنچه که سایرین در برخورد با کلاریس ندارند او دارد. امیل می تواند کلاریس را یاد علایقش بیاندازد. حالا این گوی و این میدان! فرصت برای کلاریس مهیاست تا خود را در نبرد ذهنی بین تعهد به خانواده و زندگی متفاوت بسنجد..

 

اما هنر پیرزاد کجاست؟ در این که روزمرگی های زنانه را از زبانش می شنویم ولی هرگز حس نمی کنیم امروز تکرار دیروز است. هرچند تغییر چندانی هم بین امروز و دیروز این زن نیست اما حوصله مان سر نمی رود. ممکن نیست با زن قصه همذات پنداری نکنیم و نگران آینده اش نباشیم. کلاریس می خواهد چه کند؟ رفتارش را تغییر خواهد داد؟ نگاهش را عوض خواهد کرد؟ می سوزد و می سازد؟  چرا کلاریس برای ما مهم است؟ چرا این کتاب را باید خواند؟ شاید چون کلاریس نام همه ی زنان این سرزمین است .

درباره نویسنده:

زویا پیرزاد برای اهالی کتابخوان نام آشنایی است. وی که از بانوان موفق معاصر ایران است از سال ۱۳۸۰ تاکنون جمع عظیمی از کتابخوانان را با خود همراه و محبوبیت زیادی بینشان کسب کرد. از مشخصه های یگانه نثر شیرین و روان پیرزاد، جلب نظر مثبت مخاطب عام و خاص می باشد. جوایز بی شمار و ترجمه به زبان های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی کتاب “چراغ ها را من خاموش می کنم” به وضوح گویای ارزشمندی این اثر است. این کتاب توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.

 

کتاب صوتی چراغ ها را من خاموش می کنم نوشته رویا پیرزاد، توسط نوار در حال تولید می باشد.

Powered by themekiller.com