قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / نوروزنامه / حاجی فیروز، طلایه دار نوروز
حاجی فیروز

حاجی فیروز، طلایه دار نوروز

حاجی فيروز از جالب ترین سنت های گره خورده با نوروز است که مانند دیگر آیین های نوروزی ريشه ای بسيار کهن دارد و حتی شايد به پيش از مهاجرت آرياييان به فلات ايران باز گردد. حاجی فيروز نماد چه مفهومی بوده است و به عبارت ديگر، ريشه پیدایش آن چيست؟

هزاران سال پیش اقوامی در اين سرزمين زندگی می کردند که آداب و رسومی مخصوص خود داشته اند. اصل آيين های مردمانی که آثار روزگاران قبل از هزاره اول پيش از ميلاد، از آنها به يادگار گذاشته اند،  از کجاست؟ شايد از فرهنگ های همزمان خود در سرزمین های دیگر سرمنشأ گرفته شده اند. آثار بسیاری از مردمان بين النهرين و آيين ها و سنت های آن منطقه باقی مانده است، اما در ايران آثاری نمانده و تنها يک سنت شفاهی و زنده است که اين باورها و آيين ها را حفظ کرده است.

هرچند آيين هاي نوروز بسيار التقاطي است و از بخش هاي زرتشتي و غير زرتشتي و بومي تشکيل شده است  اما بن مایه اساطير تمامی این سرزمین های باستانی يکي است و تمامی آنها با خشکيدن گياه و سفر دانه به دل خاک و سپس باز روييدن و سبز شدن مجدد آن انطباق دارد. در ايران علاوه بر سياوش، ايزد رپيثوين (ایزدِ سرپرستِ هنگامه نیم‌روز) را داريم که بايد معادل زرتشتي همان آداب و رسوم قديم اين سرزمين (قبل از زرتشت) باشد.

ايزد رپيثوين که سرور تابستان و نیمروز است با گرماي زندگي بخش، هستي را به زايايي سوق مي دهد. رپيثوين در آغاز زمستان راهي دنياي زيرزميني مي شود. وظيفه او اين است که به ياري چشمه هاي آب زير زميني بشتابد و ريشه گياهان را گرم نگاه دارد تا آنها به دليل سرما خشک نشوند و از ميان نروند.

وی در آغاز تابستان بزرگ (هفت‌ماهه) به روی زمین می‌آید و در آغاز زمستان بزرگ (پنج‌ماهه) به زیر زمین می‌رود تا در سرمای زمستان ریشه درختان و آب‌های زیرزمینی را گرم نگاه دارد. بازگشت سالانه رپيثوين در بهار نشاني از پيروزي گرما بر سرما، روشني بر تاريکي و نيکي بر بدي است. از اين رو، رپيثوين سرور نيکی ها نيز هست تا زمانی که نيروی بدی براي هميشه از ميان برود و فرمانروايی جاودانه اهورا مزدا بر جهان آشکار شود. از اين رو، برای بالا آمدن او بر زمين بايد نيايش های خاصی به جای آورد که آفرينگان رپيثوين بخشی از آن است. همچنين در کنار آيين های نوروز آيين های خاصی نيز برای رپيثوين اجرا می شده است. در بيشتر اين آيين ها، نشانه ای از زير بنای يک جامعه کشاورزی را می توان يافت.

داستان عمو نوروز

نوروز جشنی مربوط به پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند. این الهه را “ننه” یا “ننه خاتون” نام داده، معادل سومری آن “نانای” و معادل بابلی و ایرانی آن “ایشتر” و ” آناهیتا” است.

داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند. عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است، معمولا زن و زمین یکی هستند. الهه که عاشق شاه است، او را انتخاب می کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند.

دیدار زن و عمو نوروز اتفاق نمی افتد. زن هیچوقت در زمان عمو نوروز بیدار نیست، آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و این سفر همیشه ادامه دارد.

حاجی فيروز

از دیرباز تا کنون حاجی فیروز طلایه دار و قاصد آمدن نوروز است اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم. او مردی است با لباس قرمز، صورتی سیاه شده، یک دایره زنگی و آوازی که با حرکات موزون و صدای ضرب و زنگوله های دایره مژده آمدن بهار را می دهد و مردم را به جشن و پایکوبی دعوت می کند.

درباره پیشینه حاجی فیروز روایت های گوناگون نقل شده است، اما آنچه قوی تر است ریشه در اساطیر ایران دارد. داستان حاجی فیروز داستانی بسیار جدی است. برخی اسطوره شناسان حدس می زنند که سیاهی صورت حاجی فیروز باید مربوط به بازگشت او از دنیای مردگان باشد. ظاهرا داستان  از این قرار است که ایشتر که همان الهه تموز است شاه –دوموزی- را برمی گزیند. اینانا همان ایشتر در بین النهرین است عاشق دوموزی یا تموز می شود.

داستان این ازدواج نمادین و اسطوره ای را که بنیادی ترین نماد نوروز است، چنین شرح داده شده است:

الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود. علت این تصمیم را نمی دانیم. شاید خودش الهه زیرزمین هم هست. خواهری دارد که شاید خود او باشد که در زیرزمین زندگی می کند. اینانا باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد. با رفتن الهه، روی زمین باروری متوقف می شود. نه درختی سبز می شود، نه گیاهی هست و نه زندگی. خدایان که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند. سرانجام موفق می شوند آب زندگی را به دست آوردند و بر ايشتر بپاشند. اما طبق قانون سرای مردگان، ايشتر بايد جانشينی برگزيند تا او را به جای خود به جهان زيرين بفرستد.

به پیشنهاد وزیر، خدایان موافقت می‌کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود. خدایان مقرر می کنند دوموزی شوهر الهه نیمی از سال و نیمه دیگر را خواهرش که “گشتی نه نه” نام دارد، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد. دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زیرزمین می فرستند. شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است.

حاجی فیروز و سیاوش

برخی اسطوره شناسان معتقند حاجی فيروز بازمانده آيين ايزد شهيد شونده معادل دوموزی يا تموز بين النهرين است، گونه ای ايزد نباتی و خدا -انسان بوده که با آمدن او روی زمين درختان می توانند شکوفه کنند، است و مراسم سوگ سياوش نيز نموداری از همين آيين است. چهره سياه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيد شونده و شادی او شادی زايش دوباره آنهاست که با خود رويش و برکت می آورند.

سياوش را که صورت پهلوی آن سياوخش و صورت اوستایی سياورشن است، معمولا به دارنده اسب سياه يا قهوه ای معنا می کنند. اما  با ريشه يابي آيين سياوش، معنای اين نام را مرد سياه يا سيه چرده می دانند که اشاره به رنگ سياهی است که در اين مراسم بر چهره می ماليدند يا به صورتکي سياه که بکار می بردند. اين مطلب قدمت شگفت آور مراسم حاجی فيروز را نشان میدهد که به آيين تموز و ايشتر بابلي و از آن کهنه تر به آيين های سومری مي پيوندد.

اما آيا مي توان گفت اين آيين را بوميان ايران از بين النهرين گرفته بودند؟ پاسخ به اين پرسش قطعا منفی است. حاجي فيروز متعلق به آيين های بومی اين سرزمين است. به بيان ديگر، روزگاری در ايران، به وجود انسان- خدايي باور داشتند که با داستان ها و اساطيری که در غرب اين سرزمين، درباره خدایی چون دوموزی رايج بوده است، همانندی نزدیک دارد.

 

 

قصه عمو نوروز نوشته ی جمال الدین اکرمی، داستانی کودکانه و آهنگین از رسیدن بهار و آمدن عمو نوروز است که توسط نوار منتشر شده است.

 

Powered by themekiller.com