قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: قدرت عشق

بایگانی برچسب: قدرت عشق

باغ، چند قصه نوشته ی پرویز دوایی

آدم توی آرایشگاه آقای طاهری حوصله‌اش سر می‌رفت. باید دو ساعتی می‌نشستی تا نوبتت می‌رسید. آقای طاهری بچه‌ها را زود راه می‌انداخت ولی برای مشتریهای رودرواسی‌دار بیشتر طول می‌داد. یک دفعه شنیدم می‌گفت هر قدر آدم پشت کله مشتری بیشتر صدای قیچی رو در بیاره، مشتری راحت‌تر دستش توی جیبش میره. موقع پول دادن، مشتری که می‌گفت چقدر میشه، آقای طاهری هیچوقت نمی‌گفت چقدر. همیشه می‌گفت قابلی نداره. بعد مشتری اسکناس را تا می‌کرد می‌پیچاندش لای انگشتهاش. آقای طاهری هم همان‌طور باز نکرده می‌گرفت. مثل اینکه تقلب به هم رد می‌کردند. بعد کت مشتری را می‌گرفت پشتش را ماهوت پاک‌کن می‌کشید، گاهی پرده را هم برایش کنار می‌زد. این مال بزرگترها بود. از بچه‌ها هر قدر می‌رسید، سه زار و پنج زار، و از بچه سرهنگ ها هش زار و یک تومن می‌گرفت. ما را از بچگی می‌بردند سلمانی آقای طاهری. آقای طاهری یک تخته می‌گذاشت وسط دو تا دسته صندلی که قد آدم تراز آینه بشود. ماشین موهای آدم را می‌کند گریه آدم را درمی‌آورد. آقای طاهری مرتب می‌گفت: "بچه، اینقد کله‌اتو مثل گربه گچی نجنبون."

توضیحات بیشتر »

Powered by themekiller.com